خداوندگار من

دیشب از ستاره های طلاییت در پهنه ابدی آسمونت خبری نبود

همه ستاره های گمنام و صاحب نام هم آغوش با چراغ نیمه شبت تو کوچه پس کوچه های ابرهای جورواجورت خوابیده بودند.

تنها سمفونی سرگردون نیمه شب تاریکت صدای بغض های بی صدای من بود که گاه و بیگاه از دریچه چشمام راهشونو به بیرون پیدا میکردند...
خدای من ...تو همچین شبی که من میخواستم از دلتنگی هام با تو حرف بزنم تو کجای این اسمون بودی ؟
مهربونم ...باور کن هربار که خواستم از اون از فکرهام..غمهام..آرزوهام و خوره های این ذهن آشفتم با تو حرف بزنم. نمی دونم چرا ارتعاشی مبهم هم آهنگی طپش های قلبم رو به هم میریزه.

خدای مهربونم

خداوندگار من:
گفتم که یه بنده کوچیک و حقیرت میخواد از ته ته های این زمین بزرگ و عظیمت باهات حرف بزنه اما باور کن تمام حرف من گاهی فقط یک کلمه بیشتر نیست...و اون خواستن با اون بودنه...
میدونم الان با خودت فکر میکنی چه بنده مریضی دارم که منو میکشونه پایین و از من میخواد که بهش اونی رو بدم که اون میخواد اما...

خدا جونم ..

این بیماری خیلی وقته رو زمین مسری شده ...این بیماری حاصل تنهایی های بی پایان ما و زخمهای روزگارمونه که بهمون دادی..
روزگاری که یه عده توش به خون خفته اند و یه عده به خون تشنه ..روزگاری که دروغ ..دورنگی..فریب..نامردی و خشونت توش موج میزنه و اگه از این دارو دسته نباشی باختی..
روزگاری که بهارش زردی برگهای هزار رنگ پاییزو داره و همشونم پراکنده زیر پای عابرای دلخسته ای هستن که از زمونه و روزگار شاکین..


میبینی خدا جون؟

.

.

.

حالا خودت بگو
کجای این روزگار برای بودن و تنها بودن و بدون اون بودن قشنگه ؟
حالا میفهمی اینهمه اصرار و اینهمه التماس برای چیه؟

کاشکی اجازه میدادی از درگاه مقدست بخوام که واسه نجات همه اونهایی که ازت چیزی میخوان زودتر تصمیم بگیری..


خدای مهربونم


تموم روزنه های امید به روی سرنوشت بنده هات بسته اس...
سنگینی سنگ قبرهای گورستونهای سرد و ساکتمون پشت زمینت رو هم در هم شکسته..
سنگینی نگاه های هرزه ،هرزه دلان دیدگان و افکار همه رو مخدوش و نگران کرده


خدای من
خواهش میکنم..زودتر تصمیمتو بگیر
چرا که روح من و ماها به طرز وحشتناکی از اینجور بودن خسته اس...

/ 49 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رامایا

سلام... از آنجا که من هستم تا تو فاصله ای نیست... از آنجا هم که تو هستی تا خدا فاصله ای نیست... کاش من هم اینقدر به خدا نزدیک بودم و حرف دلمو راحت میزدم اما اشکال نداره سعی می کنم به تو نزدیک بشم تا به خدا نزدیکتر شوم...

رامایا

سلام بر تو و بر صبر تو... حالا که ناله های سوزناک سیم تار به گوشم خوردبذار یه شعری را به تو و به همه کسانی که باتو هستند تقدیم کنم: ای خوش آن روزیکه ما هم روزگاری داشتیم چشم بر روی نگار گلعذاری داشتیم یاد باد آن شب که با آواز شور انگیز یار ناله های سوزناک از سیم تاری داشتیم غافل از اشکی که باید ریخت در شبهای هجر خنده مستانه دیوانه واری داشتیم بیخبر بودیم از پایان کار عاشقی دست را بر حلقه گیسوی یاری داشتیم ای جوانی زود رقتی از کفم یادت بخیر تا تو بودی پیش خوبان اعتباری داشتم ما که امروز اینچنین از چشم یار افتاده ایم روزگاری سر بر آغوش نگاری داشتیم

آذر نظری

برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم که چراغها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند گوشی که صداها و شناسه ها رادر بیهوشیمان بشنود برای تو و خویش ، روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد و بگذارد از آن چیزهایی که به بندمان کشیده است ..... سخن بگوییم[گل] مارگوت بیکل

فرناز

سلام [لبخند] مریم جان دلم برای اینهمه تنهایی گرفت [دلشکسته]. صبور باش خیلی سخته تنهایی اما همه ما ناچاریم درد تنهاییو تحمل کنیم . عزیزم از اینکه به وب آنیسا (دخترم) اومدی ممنونم . [خداحافظ]

سلام[گل][گل] خوبی دوست من...؟ از این که قابل دونستی و به من بازم سرزدین ممنونم... و شرمندم که دیر اومدم ,آخه... درمورد نوشته ی قشنگت باید بگم زیباست و پر از احساس... یه عشق پاک و ... و البته خدا در همین نزدیکی هاست... شاد باشین و پر امید... امیدوارم به آرزوهایت برسی... [گل]

شیدا پرست

سلام[گل][گل] خوبی دوست من...؟ از این که قابل دونستی و به من بازم سرزدین ممنونم... و شرمندم که دیر اومدم ,آخه... درمورد نوشته ی قشنگت باید بگم زیباست و پر از احساس... یه عشق پاک و ... و البته خدا در همین نزدیکی هاست... شاد باشین و پر امید... امیدوارم به آرزوهایت برسی... [گل]

A.S

سلام بابا ازدستم ناراحت نباش مسافرت بودم هرچي دنبال نت رفتم پيدانكردم اپت مثل هميشه جالب بود اگر حال كردي به ما سر زدي خيلي خرسند ميشم

روح الله

به یادمهدی باشیم حضرت مهدی (عج)غریب ترازامام علی (ع)است. اگرعلی 25سال خانه نشین بوده حضرت مهدی(عج)هزاروصدوچندسال ظلم وفساد رامی بیند ولی...!!! مادرروزچقدریاد مهدی زهر(عج)هستیم.همان قدرکه به فکر تیپ ظاهرمان مدلهای مختلف فیلم هاو...هستیم به یاد حضرت هستیم .بچه های ما پفک نمکی واشی مشی،جوانان ما بازیکنان وبازیگران ،بزرگترها قیمت ها ی خودرو وبسیاری ازچیزهای دیگر ولی چقدر به یاد مهدی (عج) هستیم ؟! ورود شمارابه جمع مهدي ياوران ايران مايه خوشحالي وکمک در فرا رسيدن ظهور مي باشد.[گل]

شورافکن

ترور موسوی و کروبی برنامه ی اصلی شبکه ترور منافقین+برنامه آتی اغتشاشات.