برنده ...

داشتم ببین  تیکه تیکه های دفتر دلم پرسه میزدم..راستی !!! من و تو چقدر با هم فرق داشتیم .

یادته ...اون وقتام با تو بودم اما نداشتمت. مال من بودی اما نبودی...

اون وقتام  تو تنهاییهام بهت سلام میدادم

تو خیالم حالت رو میپرسیدم، سراغت رو میگیرفتم ، گداییت میکردم

پرستشت رو نقاشی میکردم ، احساسمو نشونت میدادم ، شعرت میکردم

قابت میکردم ، وقتی اونجوری بودی که نباید می بودی ، وقتی باید منو میدیدی و نمیدیدی  چه فرقی میکرد بودن یا نبودنت  ؟

وقتی جواب دلم برات تنگ شده گفتنم ، خواهش میکنمی بود که به غریبه ترین رهگذرها هم خرجش نمیکردی چیکار باید میکردم ؟

عجب زخمی تو به دلم زدی و روزگار به سرنوشتم . اونقدر که هروقت مینویسم بچه ها میگن چه سیاه مینویسی مریم..رنگی..کلامی..لحنی...

تموم شیرینی های زندگی از یادم رفتن...

میبینی چه تلخ شدم  !!

.

 

 دروغ چرا برای عوض شدن تلاشی هم نکردم خیال هم نبافتم وگرنه میشد مثل تموم پرونده های زندگی آدمهای بازنده ، حق رو به خودم بدم و تورو محکومت کنم و پرونده مختومه بشه اما نکردم چون نخواستم ..

چون گاهی اوقات به آخر خط که میرسی برگشتن از اون دیوونگیه...

از اون دیوونگی ها که اسمش حماقته..

نه اشتباه نکن..جا نزدم ..پشیمون هم نشدم..تاوان حماقت مشترک اشتباه رو من دارم به بدترین وجه ممکن پس میدم

اما شاید همینجا برای پی بردن به اشتباه جای بدی نباشه.

شاید باید بگم خدارو شکر چراکه اگه دیرتر میشد دیگه هیچ راهی برای تشخیص اول و آخر هیچ راهی نبود..

من با تموم سختی ها بازم برنده ام....

/ 40 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیداپرست

سلام[گل] ممنون از نوشته های زیبا و دل نشینت امیدوارم به خواسته ی دلت برسی موفق باشی

محمد!

جوووووون؟ [تعجب] از کی تا حالا جواب دلم برات تنگ شده بود، شده خواهش می کنم؟؟؟ راستش نمی دونم بخندم یا گریه کنم! [سوال]

محمد!

راستی، الان نگاه کردم دیدم منو از وبلاگ نون پنیرم (وبلاگ شخصیم) می شناسی. به سایت گارفیلدم هم سر بزنی خوشحال می شم. http://www.garfield.ir

نازنین

چون چیزایی که نوشتی تجربه مشترک خیلی از آدماست (از جمله خودم) دوست دارم بهت بگم افسوس نداره. خیلی نداشتن‌ها نعمته. درسته برای اون لحظه‌ها ناراحت می‌شی یا حتی دلت برای اون موقع خودت می‌سوزه، ولی می‌شه محکم‌تر با قضیه برخورد کرد. برنده‌تر برخورد کرد. متنی که نوشتی احساس یه برنده رو به آدم نمی‌داد. فقط جمله‌های آخرش اینو بیان می‌کرد. ولی من شخصا این مدل عنوان‌ها برای وبلاگ، این مدل با حسرت نوشتن‌ها، این مدل شعر و عکس‌ها (که تو حاشیه صفحه گذاشتی) رو دوست ندارم. ببخشید سلیقه‌ای شد. ولی نظر خواننده‌ها که همیشه نباید پاچه خاری باشه. آدم گاهی تو یه رابطه از ملکه بودن در میاد و به کنیز تبدیل می‌شه (با اقتباس از کتاب ورونیکا مال پائولو کوییلو) تا رابطه رو به هر قیمتی نگه داره. ولی رابطه یه کنیز حتما از دست می‌ره. امیدوارم تو رابطه‌های آینده‌ت ملکه بمونی و برای این کار لازمه که الان واقعا برنده بشی. برنده تلخ نیست و شیرینی‌های زندگی‌ش از یادش نمی‌ره. برنده زیر زبونش حس شیرینی و غرور داره.

پری

خودم دلم مدتهاست که سخت دلتنگ است با خوندن این نوشته ها بدتر دلم گرفت و ........

احد

Salam Va Khaste Nabashin Maryam Jan Weblogeton Kheyli Ghashang Bud Vaghean dastetun dard Nakone

ایلار

وبلاگت خیلی خوبه من یه دختر 14 سالم شاید نتونم حرفاتو بفهمم اماسعی میکنم درکت کنم.دوست دارم

سما

[گل][گل][گل]

faezeh

مغرورنیستم... فقط دنیابهم ثابت کردتوجه زیادبی توجهی میاره...