زمزمه های دلتنگی

من و دلنوشته هام

سلام

بعد از یه سکوت سرد و ممتد و طولانی بازم اومدم اما این روزها تنها تر از همیشه...

این روزها عجیب دلتنگم و تنها تر از تو

اره خدا جون تنها تر از خود خودت...

تویی که اون بالا نشستی و خداییتو میکنی و غمی نداری.

اگه میدونستی غم چیه و چه سنگینه و تلخ و سینه سوز هیچ وقت به بنده هات که با هزاران امید و ناز و ارزو ساختیشون نمیدادی...هیچوقت...

زندگی اجبارست...

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۸ساعت ۳:۱۸ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات () |


Design By : Night Skin